منو سایت

سارا تاول از بنچمارک برای “انشعاب” که به دنیای وب 3 می آید

 تاریخ انتشار :
/
  اخبار استارتاپ
سارا تاول از بنچمارک برای "انشعاب" که به دنیای وب 3 می آید

سارا تاول، یکی از پنج شریک عمومی در شرکت سرمایه گذاری شناخته شده بنچمارک در مراحل اولیه، ممکن است بیشتر به ارزهای دیجیتال تمایل داشته باشد، اما این به سختی به این معنی است که او فعالانه چک های مرتبط را می نویسد. برعکس، تاول در صدر یکی از تنها شرط‌بندی‌های مرتبط با ارز دیجیتال بنچمارک قرار گرفت که در سال‌های اخیر بنچمارک انجام داده است و پس از کمک به شکستن کوه بدنام، در تیم تحلیل بلاک چین Chainysis سرمایه‌گذاری اولیه کرده است. گوکس.

تنها سرمایه گذاری دیگری که بنچمارک وب 3 در سال های اخیر اعلام کرده است، تیم سوراره است، تیمی مستقر در پاریس که بازی فوتبال فوق العاده اش با استفاده از توکن های غیرقابل تعویض (NFT) سال گذشته 730 میلیون دلار سرمایه جذب کرد که اولین بار توسط بنچمارک رهبری شد. (تاول می‌گوید بنچمارک همچنین سرمایه‌گذاری اعلام‌نشده‌ای را برای راه‌اندازی یک «فضای بازی با استعداد کمی کریپتو یا وب۳» انجام داده است.)

تاول، که مدت‌هاست مجذوب ایده قراردادهای مبتنی بر بلاک چین هوشمند برای برگزاری «میهمانی‌های خواندن کاغذ سفید» می‌شود و به کتی هاون، دادستان فدرال که تبدیل به یک دادستان شد، می‌گوید این به دلیل عدم علاقه نیست. سرمایه گذار برای هدایت او به Chainalysis. (سال‌ها پیش، هاون به تاول اشاره کرد که از فناوری شرکت در نقش دولتی خود استفاده کرده است؛ تاول بلافاصله یک ایمیل سرد به بنیانگذار شرکت، مایکل گروناگر ارسال کرد.)

در حالی که سرعت بنچمارک در مقایسه با سایر شرکت‌های سطح بالا بسیار کند به نظر می‌رسد، برخی از آنها به طور کامل تغییر ساختار داده‌اند تا سرمایه‌گذاری رمزارز خود را به سمت بیش از حد هدایت کنند، تاول می‌گوید این شرکت، رویه قرن‌ها خود را برای شرط‌بندی متمرکز در همه زمینه‌ها ترجیح می‌دهد. هر شریک عمومی تنها یک تا دو معامله جدید در سال انجام می دهد. حتی ممکن است تاول استدلال کند که رویکرد عمدی بنچمارک به تیم زمان بیشتری برای تأمل در تغییر چشم‌انداز می‌دهد. او مشخصاً در مورد آن بسیار فکر می کند، همانطور که هفته گذشته در گفتگو با او در مورد کریپتو، وب 3 و به اصطلاح سازمان مستقل غیرمتمرکز یا DAO یاد گرفتیم. (ما همه کلمات کلیدی را حذف کردیم.) در اینجا بخشی از این چت است که برای مدت طولانی ویرایش شده است.

TC: در حال حاضر بحث های زیادی در مورد وب 3 وجود دارد و اینکه آیا ما واقعاً در شرف دیدن یک عصر جدید اینترنتی با سازمان های غیرمتمرکزتر هستیم یا این که عمدتاً یک تمرین تغییر نام تجاری است، با بسیاری از همان بازیگران قدرتمند که هنوز هم در حال تلاش هستند. شما چی فکر میکنید؟

ST: اگر به بیت کوین برگردیم، به نوعی در تقابل با نهادهای متمرکز بود [like] بانک های بزرگی که نجات یافتند [during the financial crisis of 2008]. اکنون، بسیاری از گفتگوهایی که در توییتر می شنوید این است که مردم مشت های خود را علیه اربابان متمرکز ما در فیس بوک تکان می دهند. [At some point] ایده تمرکززدایی کاملاً با ایده ایجاد ارزش برای مصرف کنندگان در هم آمیخته بود، که منجر به اکوسیستم رمزنگاری امروزی شد، جایی که شما این وسعت و تنوع باورنکردنی راه حل های سطح 1 مانند بیت کوین، اتریوم و سولانا را دارید. با پروتکل ها ساخته شده است. و هدف اصلی این زیرساخت رمزارز غیرمتمرکز بودن به دلیل همه چیز است [attendant] فواید.

اما این با آنچه من در مورد web3 فکر می کنم متفاوت است. برای من، وقتی مردم در مورد web3 صحبت می کنند، تقریباً از این کلمه استفاده می کنند [as a synonym for] ارز دیجیتال، اما اینطور نیست. برای من، آنها بسیار متفاوت هستند. شما ارز دیجیتال و اینها دارید [involves this focus on] زیرساخت‌های غیرمتمرکز و مشوق‌های مالی، توکن‌ها، توکنومی که برای هماهنگ کردن همه نهادهای غیرمتمرکز و افراد پشت سر آنها نیاز دارید.

اما تمرکززدایی دیگر به خودی خود یک هدف نیست. برای من، تمرکززدایی مانند یک پالت جدید برای سازندگان برای ایجاد تجربیات جدید مصرف‌کننده است، جایی که زیرساخت‌های غیرمتمرکز اکنون وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است. شما برای کاربر ارزش ایجاد می‌کنید، اما این بدان معنا نیست که می‌خواهید تا حد امکان غیرمتمرکز این کار را انجام دهید. اگر به نام کاربران ذکر شده نگاه کنید – Sorare، Axie Infinity، OpenSea – اینها در واقع شرکت های متمرکزی هستند که بر اساس زیرساخت های غیرمتمرکز ساخته شده اند تا از این زیرساخت غیرمتمرکز به عنوان ابزاری برای ایجاد ارزش بیشتر استفاده کنند.

تی سی: آن را در بافت تاریخی قرار دهید. . .

مثل زمانی است که آیفون بیرون می آید – آن زیرساخت جدید، این دستگاه سخت افزاری جدید، که به خودی خود توسط افرادی با مهارت های بسیار تخصصی ساخته شده است که تراشه ها و معماری سیستم و تمام اجزای سازنده را برای تبدیل آیفون به دستگاه شگفت انگیزی که هست، ساخته اند. سپس شما این رشته متفاوت سازنده را داشتید – کوین سیسترومز و مارک زاکربرگ از سراسر جهان – که UX مصرف کننده را ساختند [atop the iPhone] از مجموعه مهارت های مختلف استفاده کنید

[Put another way] شما باید چیزی را بپذیرید که بسیار گسترده تر از توکنومیک است تا این شرکت های مصرف کننده را بسازید و از هم جدا شوید فرضیه من برای آینده این است که ما شاهد انشعاب بیشتر و بیشتر وب 3 از کریپتو خواهیم بود، زیرا web3 انقلابی از وب 2.0 است، نه فقط تکامل کریپتو.

سازمان‌های مستقل غیرمتمرکز کجا در این ترکیب قرار می‌گیرند؟ به نظر شما آنها چه نقشی دارند؟

مانند بسیاری از موارد در کریپتو، این یکی از آن مفاهیمی است که در پتانسیل خود گسترده است – و در این پتانسیل تحریک کننده است. اما من فکر می‌کنم موارد استفاده‌ای که DAO برای آنها منطقی‌تر است باید کمی محدودتر از زمانی که مردم از آنها استفاده می‌کنند شروع شود. [sometimes right now].

برخلاف ایده انشعاب، با شرکت‌های رمزنگاری، شرکت‌هایی دارید که در حال حاضر غیرمتمرکز هستند و تقریباً به عنوان یک الزام قانونی باید به مسیر عدم تمرکز ادامه دهند. DAO تجلی دیگری از این اخلاق غیرمتمرکز است و بدون شک ارزش بسیار زیادی دارد. [behind the idea] از سازمان هایی که از نظر اقتصادی منسجم هستند. قانون اساسی DAO، اگرچه در آنچه می خواست به دست آورد موفق نبود، اما یک مورد استفاده خوب برای DAO بود، که در آن شما یک هدف بسیار خاص دارید، که در این مورد خرید آفلاین چیزی بود. اینها راههای عالی برای تجمیع منابع در یک زنجیره و تصمیم گیری جمعی هستند. . .

[At the same time]اگر همه چیز را در DAO خود طی کرده باشید، ساختن چیزهایی که باید بسازید زمان زیادی طول خواهد کشید. ارزش یک سایت متمرکز این است که به شما امکان می دهد واقعا سریع حرکت کنید و تصمیمات دشواری بگیرید و انواع محصولات مصرفی بسازید که کاملاً منحصر به فرد و ساختن آنها دشوار است.

در مورد معایب چگونه فکر می کنید؟ بلاک چین به اصطلاح اثبات کار مشکلات زیست محیطی دارد. بلاک چین های اثبات سهام مشکلات خاص خود را دارند.

در حال حاضر سر و صدای زیادی وجود دارد. پیشرفت های باورنکردنی زیادی توسط افرادی که روی این بلاک چین های مختلف کار می کنند، حاصل شده است.

NFT چطور؟ امروزه بسیاری از مردم آنها را آثار هنری یا رسانه ای دیجیتال می دانند. با گذشت زمان، آیا انتظار دارید به جای تصاویر میمون های کارتونی، کاربردهای مختلفی مانند ردیابی هنر و املاک و مستغلات را مشاهده کنید؟

من فکر می کنم که ما در NFT در یک فاز کاملاً کج شکل هستیم [rooted to this idea] از کمبود دیجیتال به همین دلیل است که چیزهایی مانند این کلکسیون ها را می بینید. من [understand it]; [while initially skeptical]یادم می آید زمانی فکر می کردم که نمی خواهم تصویر در CryptoPunk، من می‌خواستم در واقع مالک آن باشم. ارتباط عاطفی با این ایده وجود داشت.

اما نسل فعلی NFT، که بیشتر این مجموعه‌ها یا عکس‌های نمایه هستند – مقدار کمی زیاد است. مطمئناً در اطراف چیزی که من فکر می کنم محو خواهد شد فراوانی وجود دارد. و من مشتاقانه منتظر آن هستم، زیرا این توکن های دیجیتال می توانند ویژگی های زیادی برای آنها داشته باشند. چندین کلاس مختلف از NFT وجود دارد که ما در حال حاضر شروع به دیدن آنها کرده ایم. یکی بازی هایی است که می توانید در آن بازی بسازید یا برنده شوید. علاوه بر این، فراتر از ایده NFT در یک اکوسیستم بسته، با یک زیرساخت غیرمتمرکز، می‌توانید واقعاً چیزهایی را که برنده شده‌اید ببینید و پورتفولیوی خود را داشته باشید و این چیزها را معامله کنید یا آنها را به آنها بفروشید. [the NFT marketplace] دریای آزاد.

دومین چیزی که می بینید شرکت هایی مانند [NFT music right startup] رویال، که در مورد آنچه با NFT ممکن است نوآوری می کنند. به عنوان مثال، آیا NFT به شما امکان دسترسی به جریان نقدی آینده برای یک آهنگ را می دهد؟ آیا به شما امکان دسترسی به هنرمندان را می دهد؟ آیا به شما امکان دسترسی به یک انجمن را می دهد؟ چیزهای بسیار بیشتری وجود دارد که ما شروع به مشاهده ظهور خواهیم کرد.

قبل از اینکه شما را رها کنم، رشد صندوق‌های رمزنگاری ویژه به چه معناست؟ Pantera و Polychain Capital و Paradigm و Andreessen Horowitz و Sequoia Capital وجود دارد و اکنون Katie Hawn یکی دارد. آیا فکر می‌کنید منطقی است که این نوع سرمایه‌گذاری‌ها را با سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیز سنتی‌تر ترکیب کنیم، همانطور که بنچمارک اکنون انجام می‌دهد؟

اول از همه، من در مورد کتی بسیار هیجان زده هستم.

ببینید، فکر می کنم به دوگانگی ای که من فرموله کردم برمی گردد. اولین نسل از سرمایه گذاری های فضایی در این پروتکل ها و این بلاک چین ها بود. و این یک دامنه تخصصی است. سرمایه گذاری روی پروتکل ها و DeFi یک دامنه بسیار تخصصی است.

همچنین معتقدم سرمایه گذاری روی محصولات مصرف کننده و بنیانگذاران تخصص اوست. و درک زیرساخت های اساسی و درک چگونگی تحریک و انگیزه افراد در شبکه و همچنین مزایا و معایب گزینه های مختلفی که سازندگان مصرف کننده باید از طریق آنها برای درک آن کار کنند مفید است. اما در نهایت، من فکر می‌کنم که تجربه شرکتی که شرکت‌های مصرف‌کننده پایدار ساخته است، رشته تخصصی خودش است که به طور فزاینده‌ای در این دنیای جدید web3 مرتبط خواهد بود. بنابراین، اگرچه من روی وب 3 متمرکز هستم، اما اعتراف می کنم که در سطح پروتکل روی رمزنگاری متمرکز نیستم.

پس برای راه اندازی شرکت خود آن وقت ترک نمی کنید؟ من فقط نصف شوخی کردم من با کتی برای یک رویداد در نوامبر نشستم و سه هفته بعد، بم، او مشغول راه اندازی مغازه خود بود. من نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم و بپرسم که آیا برنامه های دیگری در کار دارید یا خیر.

بخشی از دلیلی که مردم نیاز به راه‌اندازی سرمایه‌های مبتنی بر رمزنگاری دارند این است که وقتی در سطح پروتکل سرمایه‌گذاری می‌کنند و توکن‌ها را می‌خرند، درک من این است که آنها یک سرمایه‌گذاری فنی غیرفعال هستند، بنابراین باید ثبت نام کنید. [as registered investment advisor.] با یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر سنتی، درصد مشخصی از صندوق شما وجود دارد که مجاز به داشتن آن در این نوع سرمایه گذاری های غیرفعال هستید، و هنگامی که از آن آستانه عبور کردید، باید ثبت نام کنید.

مدل معیار ما این است که به کاری که با شرکت‌ها انجام می‌دهیم به عنوان محصول خود نگاه می‌کنیم، بنابراین بر انواع شرکت‌هایی تمرکز می‌کنیم که نیاز به ایجاد سازمان و استخدام افراد و ایجاد تجربه دارند.

اگر تعداد بیشتری از این شرکت‌ها تجارت خود را در دنیای توکن‌ها آغاز کنند، آیا بنچمارک به طور بالقوه به‌عنوان یک RIA بازسازی می‌شود؟

این پلی است که اگر باید از آن عبور کنیم، از آن رد می شویم. هیچ دینی در برابر این وجود ندارد. اما برای من روشن نیست که این پلی است که باید از آن عبور کنیم.