منو سایت

یک تیم استارت آپی همه کاره ایجاد کنید تا چرخش ها آسان تر شود

 تاریخ انتشار :
/
  اخبار استارتاپ
Log4Shell برای هک سرورهای VMWare استفاده می شود


تعریف استیو بلانک از استارتاپ این است: «سازمان موقت در جستجوی یک مدل تجاری تکراری». به طور موقت، زیرا هنگامی که ماشینی می سازید که در آن 10 دلار در بالا ریخته و 11 دلار در پایین می ریزد، دیگر یک استارت آپ نیستید. یا، اگر پولتان تمام شد و همه چیز مانند یک خانه کارتونی بد ساخت فرو ریخت، خب، این پایان کار شماست. اما تعداد کمی از مردم در مورد آنچه شما در واقع به عنوان یک استارت آپ می سازید صحبت می کنند.

بنیانگذاران جدید اغلب بر این باورند که در حال ایجاد یک محصول، یک ماشین بازاریابی یا یک ماشین عملیاتی با روغن کاری خوب هستند. همه اینها ممکن است درست باشد، اما کافی نیست. دنیا پر از نمونه هایی است که دومین محصول برتر برنده می شود. HD-DVD از نظر عینی بهتر از Blu-ray بود، اما اولی به طرز وحشیانه‌ای توسط سونی به خاک سپرده شد. هزاران راه حل وجود دارد که بهتر از جیرا هستند، اما انبوهی از مدیران محصول از آن استفاده می کنند. و تاریخچه تاریخ راه‌اندازی پر شده از شرکت‌هایی که ماشین‌های بسیار کارآمدی ساخته‌اند که برای مقیاسی باورنکردنی آماده بودند، فقط برای جلوگیری از وقوع تقاضا. یک مثال عالی از این، WebVan است که میلیون‌ها دلار در لجستیک و عملیات ساخت تا مشتریان مورد نیاز خود را به دست نیاورد – برای تجزیه و تحلیل عالی از این فاجعه خاص، eBoys، تاریخچه بنچمارک کپیتال را بخوانید.

به عنوان مدیر عامل یک شرکت نوپا، شما سه وظیفه دارید: بی پولی نکنید، جهت و فرهنگ شرکت را تعیین کنید و – از همه مهمتر – استخدام تیم مناسب. مورد دوم هسته اصلی هر کاری است که انجام می دهید، زیرا به شما امکان می دهد بچرخید.

استوارت باترفیلد نمونه خوبی از بنیانگذارانی است که این کار را به خوبی انجام می دهد. او چندین بار سعی کرده یک شرکت بازی راه اندازی کند و هر بار “شکست” می خورد. اولین باری که او یک بازی ساخت، شرکت او مکانیزمی برای اشتراک گذاری عکس ها و اسکرین شات ها می خواست. بار دوم که او یک بازی ساخت، برقراری ارتباط با هم تیمی هایش و به روز نگه داشتن همه برایش مشکل بود. آنها ابزارهایی برای حل هر دو مشکل ساختند و این ابزارها را به عنوان مشاغل جداگانه ساختند. ممکن است نام آنها را شنیده باشید – Flickr برای به اشتراک گذاری عکس و Slack برای ارتباطات داخلی. هر دو ثابت کردند که شرکت های بسیار موفقی هستند. هر دو امکان پذیر بود زیرا تیم موسس به ایده اصلی خود پایبند نبود. آنها متوجه یک ایده شدند، تأیید کردند که ممکن است ایده خوبی باشد، و سپس شرکت را هدایت کردند.

نکته مهم در هنگام استخدام، استخدام افرادی است که الهام بخش، الهام بخش و کنجکاو هستند. شما به اعضای تیمی نیاز دارید که آماده توسعه دانش عمیق در این زمینه باشند. اگر در حال ساخت یک راه حل SaaS سازگار با HIPAA برای سوابق الکترونیکی بیماران هستید، فقط تیمی را استخدام نمی کنید که بتواند این مشکلات خاص را حل کند. بله، این همان چیزی است که شما در آن نیاز دارید اکنوناما جادوی استارت‌آپ‌ها این است که شما نمی‌دانید آینده چیست. شما در ابتدا تیمی از متخصصان نمی سازید – این می تواند صبر کند تا به مرحله رشد جدی برسید، زمانی که به متخصصان واقعی و عمیق نیاز دارید که بتوانند این مشکلات را به بهترین شکل در کلاس حل کنند.

در مراحل اولیه راه‌اندازی یک شرکت، شما گروهی از افرادی را گرد هم می‌آورید که به حفظ حریم خصوصی بیمار، امنیت داده‌ها، انطباق و تجربه کاربر اهمیت می‌دهند و می‌توانند این مهارت‌ها را در مسائل مختلف به کار ببرند. استارت آپ ها باید چابک باشند. اگر ناگهان یک رقیب شکست ناپذیر ظاهر شد، با تعریف مجدد کاری که انجام می دهید، چالش را برطرف کنید. در اقیانوس سرخ و آغشته به خون با رقبای غول پیکری که می توانند در هر مرحله از راه شما را خرج کنند، مبارزه نکنید. استراتژی اقیانوس آبی را پیدا کنید که در آن بخشی از بازار را انتخاب می کنید که در حال حاضر هیچکس به آن علاقه ندارد.

با یکی از آخرین شرکت های من، ما یک پلتفرم برای رویدادهای مجازی ایجاد کردیم. هیجان انگیز بود زیرا ما ظرف چند هفته پس از یک بیماری همه گیر راه اندازی شدیم که باعث ایجاد یکسری انسداد شد – و در نتیجه شاهد رشد باورنکردنی بودیم. همچنین هیجان‌انگیز بود، زیرا ناگهان بزرگترین رقیب ما، استارت‌آپ در حال رشد تمام دوران بود. ما تیم شگفت انگیزی داشتیم و موفق شدیم به جایگاهی تبدیل شویم که هیچ کس دیگری در مقیاس آن را انجام نداد: رویدادهایی با برچسب های سفید برای شرکت هایی که عمیقاً به تجربه برند رویدادهای خود اهمیت می دهند. البته، این بخش بسیار کوچکی از بازار بود، اما یک استراتژی برای اقیانوس آبی با مشتریان بسیار با ارزشی بود که برای رویدادهای بسیار شخصی سازی شده، مرتبه بزرگی بیشتری پرداخت می کردند.

در طول سال ها، من به عنوان مشاور چند صد استارت آپ، هم به عنوان مدیر پورتفولیو در یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر و هم به عنوان مشاور مستقل کار کرده ام. بدون شک قوی ترین استارت آپ ها آن هایی هستند که انعطاف پذیر، گرسنه و آگاه باشند. استارت‌آپ‌ها محصولاتی با حداقل دوام راه‌اندازی می‌کنند (به دلیل اینکه حداقل نیستند، قابل دوام نیستند و محصولی نیستند نامشان اشتباه گرفته می‌شود) – اغلب به عنوان «کمترین کاری که می‌توانید برای تأیید یک فرضیه انجام دهید» تعریف می‌شود. در فرآیند انجام این آزمایش ها، شرکت ها مقدار زیادی در مورد آنچه مشتریان می خواهند یاد می گیرند. آنها در مورد قیمت گذاری، مشکلاتی که حل می کنند، پویایی خرید مشتریان، چشم انداز رقابتی و مدل های مختلف کسب و کار در دسترس آنها را یاد می گیرند.

بیشتر اوقات، یک شرکت شش یا نه ماه را پشت سر می گذارد و متوجه می شود که فرضیات اولیه آنها کاملاً دقیق نبوده است. در این مرحله، آنها یک انتخاب دارند: دو برابر شدن و ادامه دادن – و برخی از بنیانگذاران استارت آپ می توانند کسب و کار خود را راه اندازی کنند و از این طریق به موفقیت بزرگی دست یابند. گزینه دیگر چرخش است. دانشی را که در این مسیر به سختی به دست آورده‌اید استفاده کنید و از تیم انعطاف‌پذیری که ساخته‌اید برای انتخاب مسیر متفاوت استفاده کنید. این بازی را که ساخته اید به نفع ساختن یک ابزار ارتباطی رها کنید. پلت فرم جهانی رویدادهای مجازی را رها کنید و یک محصول تخصصی و خاص بسازید که بتواند از شما در بازار پشتیبانی کند. یا با تیم خود تماس بگیرید و بگویید “هی. کار نخواهد کرد، اما ما در سال گذشته چیزهای زیادی در مورد این صنعت آموخته ایم. چه مسائل دیگری را متوجه شده اید که می توانیم شروع به رسیدگی کنیم؟”

تخصص بیش از حد زودهنگام به معنای ایجاد یک تفنگ تک تیرانداز شرکتی است که به طور ایده آل برای حل یک مشکل بسیار خاص به روشی کاملاً تعریف شده طراحی شده است. اگر خوش شانس باشید، این ممکن است کارساز باشد – اما چیزی که واقعاً برای به حداکثر رساندن شانس موفقیت خود به آن نیاز دارید، یک تفنگ و تا آنجایی که می توانید صدف داشته باشید است. بر این اساس استخدام کنید.